السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
485
تفسير الميزان ( فارسي )
و تو اگر دست خود را به سوى من دراز كنى كه مرا بكشى من هرگز دست خود به سويت و براى كشتنت دراز نخواهم كرد ، زيرا من از خدا كه مالك و مدبر همه عالم است مىترسم ( 28 ) . من از اين عمل تو كراهتى ندارم چون اگر مرا بكشى هم و بال گناهان مرا به دوش مىكشى و هم و بال گناهان خودت را ، و در نتيجه از اهل آتش مىشوى و سزاى ستمكاران همين آتش است ( 29 ) . پس از وسوسه هاى پى در پى و به تدريج دلش براى كشتن برادرش رام شد ، و او را كشت و در نتيجه از زيانكاران شد ( 30 ) . و در اينكه كشته برادر را چه كند سرگردان شد ، خداى تعالى كلاغى را مامور كرد تا با منقار خود زمين را بكند ( و چيزى در آن پنهان كند ) و به او نشان دهد كه چگونه جثه برادرش را در زمين پنهان كند ، ( وقتى عمل كلاغ را ديد ) گفت واى بر من كه آن قدر ناتوان بودم كه نتوانستم مثل اين كلاغ باشم ، و جثه برادرم را در خاك دفن كنم ، آن وقت حالتى چون حالت همه پشيمانها به او دست داد ( 31 ) . به خاطر همين ماجرا ( كه از حسد و تكبر و هواپرستى انسان خبر مىدهد ) بود كه ما به بنى اسرائيل اعلام كرديم كه هر كس يك انسان را بكشد بدون اينكه او كسى را كشته باشد و يا فسادى در زمين كرده باشد مثل اين است كه همه مردم را كشته ، ( چون انسانيت را مورد حمله قرار داده كه در همه يكى است ) ، و هر كس يك انسان را از مرگ نجات دهد مثل اين است كه همه را از مرگ نجات داده و با اينكه رسولان ما براى بنى اسرائيل معجزاتى روشن آوردند . با اين حال بسيارى از ايشان بعد از آن همه پيامبر ( كه برايشان بيامد ) در زمين زياده روى مىكنند ( 32 ) . بيان آيات اين آيات از داستان پسران آدم خبر مىدهد ، و سبب پديد آمدن آن را حسد دانسته ، مىفرمايد حسد كار آدمى را به جايى مىكشاند كه حتى برادر برادر خود را بنا حق به قتل برساند و آن گاه كه فهميد از زيانكاران شده پشيمان مىگردد ، پشيمانىاى كه هيچ سودى ندارد و اين آيات به همين معنا مربوط به گفتار در آيات قبل است كه در باره بنى اسرائيل مىفرمود استنكافشان از ايمان به فرستاده خدا و امتناعشان از قبول دعوت حقه جز به خاطر حسد و ستمگرى نبود ، آرى همه اينها آثار شوم حسد است ، حسد است كه آدمى را وادار مىكند برادر خود را بكشد و سپس او را در آتش ندامت و حسرتى مىاندازد كه راه فرار و نجاتى از آن نيست ، پس بايد كه اهل عبرت از اين داستان عبرت گرفته در حس حسادت و سپس در كفرى كه اثر آن حسادت است اصرار نورزند . * ( « وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ » ) * كلمه « تلاوت » كه صيغه امر « اتل » از آن گرفته شده ، از ماده « ت - ل - و » است ،